سيد محمد دامادى
340
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
كفرِ زلفش ، رهِ دين مىزد و آن سنگين دل * در رهش مشعله از چهره بر افروخته بود [ حافظ ، غزل 205 / 4 ص 426 ] چه دوزخى چه بهشتى ، چه آدمى چه مَلَك * به مذهبِ همه ، كفرِ طريقت است ، امساك [ حافظ ، غزل 293 / 4 ص 602 ] در مذهبِ طريقت ، خامى نشانِ كفر است * آرى طريقِ دولت ، چالاكى است و چُستى [ حافظ ، غزل 426 / 6 ص 868 ] فكرِ خود و راىِ خود ، در عالَمِ رندى نيست * كفر است در اين مذهب ، خودبينى و خود رايى [ حافظ ، غزل 484 / 10 ص 984 ] كفن باف ؛ كفن بافنده ، تهيّه كنندهء كفن : ستارگان ، كَفَنِ خلق را ، « سليم » ببين * چو عنكبوت ، چه با اضطراب مىبافند [ محمّد قلى سليم ] [ فرهنگ معين ] نعلين ؛ تثنيهء نعل ، يك جفت كفش ، كفشى كه از پوست گوسفند كه رنگ آن بنابر معمول زرد ؛ و گاه نوك آن برگشته است ، را گويند . اين نوع كفش ، پاشنه ندارد و در محلّ پاشنهء آن ، نعل آهنين كوبند و پشت باز است . اين قسم كفش ، مخصوص فقها و طّلاب علوم دينيّه است . « پس نعلين برداشت و آن خادم را نعلينى چند بر گردن زد . » [ نوروزنامه ] پرستار ، نَعلَينِ زرّين به دست * به پاى ايستاده ، سر ، افكنده پست [ فردوسى ] حجاب راهِ موسى گشت نَعلَين * تو با نَعلَين بگذشتى ز كونَيْنْ طيلسانِ موسى و نعلَينِ هارونت چه سود ؟ * چون به زيرِ يك ردا ، فرعون دارى صد هزار [ سنايى ] به جُست و جوىِ او ، بر بامِ افلاك * دريده و هم را نَعلَينِ ادراك [ نظامى ]